نوحه شبای محرم
رنگ آئینه ام،گرفته،رنگ حسین و
می زنم به سینه،همیشه،سنگ حسین و
امن یجیبی،شاه غریبی،تنها حبیبی،
حبیبی،حبیبی،حبیبی،حبیبی
قلبمون غرق شور و غوغاست
اسمت آرامش روح ماست
توی طوفان این زمونه
هیئتت کشتی نوح ماست
سالار زینب،سالار زینب
حیسن،حسین،حسین،حیسن
شبای محرم،تو هیئت،خروش و طوفان
به پا میشه با هر،نوای،آقام حسین جان
تو شور وشینی،تو نور عینی
ارباب حسینی،حسینی
حسینی،حسینی،حسینی،حسینی
علم و پر چمات و عشقه
بیرق روضه هات و عشقه
به خدا تو تموم عالم
آقا جون کربلات و عشقه
سالار زینب،سالار زینب
حسین،حسین،حسین،حسین
افتخار بنی هاشمه
عشق پهلوونه علقمه
رجز جنگشه یا علی
هیئت مجتبی قاسمه
توی پرواز دل،به سوی،حرم می آییم
کربلا کربلا،ما داریم،بازم می آئیم
خون خدایی،بی انتهایی،سعی و صفایی
صفایی،صفایی،صفایی،صفایی
از ازل تا همیشه شادم
به خداوند غم دلدادم
من اسیر غم حسینم
بنده عشقم و آزادم
سالار زینب،سالار زینب
حسین،حسین،حسین،حسین
تا همیشه فقط،عاشقی،تاب و تب تو
ما رایت الا،جمیلا،ذکر لب تو
وصل جلیله،حیدر قبیله،تنها عقیله
عقیله،عقیله،عقیله،عقیله
شونه های مردونه تو،تکیه گاه اهل،حرم بود
تو کاروان بعد عباس،به روی دوش تو،علم بود
سالار زینب،سالار زینب
حسین،حسین،حسین،حسین
شبای محرم تو هیئت خروش طوفان
به پا می شه با هر نوای آقا حسین جان
تو شور شینی
تو نور عینی
ارباب حسینی
حسین،حسین،حسین،حسین
علم و پرچم تو عشقه
بیرق روضه هات و عشقه
به خدا تو تموم عالم
آقا جون کربلاتو عشقه
سالار زینب،سالار زینب
حسین،حسین،حسین،حسین
می باره همیشه،رشادت،از قد بالات
هیچ کسی نمیشه،تو میدون،حریف چشمات
ساقی سردار،میروسپه دار،تنها علمدار
علمدار،علمدار،علمدار،علمدار
چادر غمش توی دلها
شده چشمامون مثل دریا
می زنم بر سر و به سینه
به یاد لب خشک سقا
سالار زینب،سالار زینب
حسین،حسین،حسین،حسین
خاک پاش همیشه،سرمه،چشم فراته
ساقی زمزمو،کوثر و،آب حیاته
آقا ابالفضل،دریا ابالفضل،سقا ابالفضل
ابالفضل،ابالفضل،ابالفضل،ابالفضل
از حرم زینب بیا
عباسم آخرش کشته شد
پیکر سقای من
به خاک خون کشیده شد
بوی آیینمون جاری اشکامون
میزنه سینمون بوسه بر دستامون
از روی نیزه سر بریده
اربابم امشب منو خریده
تو مجلسی که پر شهیده ، وای
ای دل اگه تنهایی چرا امشب بی صدایی
گرد و غباره غم ارباب تو صورت ماه آومده
لباس مشکی مو را بیارید محرم از راه آومده
گرد و غباره غم ارباب تو صورت ماه آومده
لباس مشکی مو را بیارید محرم از راه آومده
مادرش فاطمه است بی قراره حسین
خواهرش زینب سفره دار حسین
دل که میدون چرا اسیر ، دامن اشک و چرا نگیره از غم ارباب چرا نمیره
دلی که صاحب داره برای عشق ش بی قراره
من آومدم مادر خورشید روزی چشمامو بده
لباس مشکی مو را بیارید محرم از راه آومده
ای دل اگه تنهایی چرا امشب بی صدایی
بیرق پرچم ، چلچراغ علم
اشک و آه و غم ، نوحه ی محتشم
چاوش اشکا شنیده میشه
عشقی که دامش مثل آتیشه
این دلمونه واسه همیشه
ای دل اگر حیرونی ، چرا با من نمی خونی
بی قرار هر کی تو عمرش ، یک بار براش سینه زده
لباس مشکی مو بیارید محرم از راه آومده
ای دل اگه تنهایی چرا امشب بی صدایی
عموم اباالفضل یه پهلوونه
قدش بلنده دستاش قشنگه ابرو كمونه
یه پهلوونه
حالا یكی از این خان كوچولوها چی گفت:
ماتشنه مونه
خدا می دونه
كه این فقط كار عموی پهلوونه
میگن كه عباس دلش یه دریاست
چشم امید ما همه به دست اونه
حال توی كدوم خیمه نشستن،این خانم كوچولوها دارن با هم حرف میزنن؟
همه تو خیمه ی ربابند
منتظر یه چیكه آبند
آب رو برا خودشون نمی خوان،می خوان بدن به رباب بده علی اصغر
همه تو خیمه ی ربابند
منتظر یه چیكه آبند
یه ذره آب بچه ی رباب رو نجات می داد،خنك نه،اگه آب داغ هم بود نجات می داد
همه تو خیمه ی ربابند
منتظر یه چیكه آبند
حالا تصمیم گرفتند یكی از بچه ها رو بفرستن خیمه ی عمو
تو چشمامون نبینه اشكُ
دست عمو كی میده مشكُ؟
یه خانم دستش رو بلند كرد،اگه گفتی كی بود؟خانم سه ساله،گفت:من میرم به عمو میگم،داداش اصغرم داره میمیره،حسین......................
همه تو خیمه ی ربابند
منتظر یه چیكه آبند
روضه ای كه عباس رو كشته اینه،عباس رو عمود نكشت،عباس رو تیغ نكُشت ،فرق شكافته نكُشت ،تیر به چشم نكُشت ،نیزه و سنگ و خنجر و تبر نكُشت،مگه این چیزهام بوده،باید باشه كه اون قامت رشید تو قبر كوچیك جا بشه،اربعین دوید اومد كنار قبر باباش،گفت:بابا عمه زینب چی میگه،یه قبری رو به من نشون داده میگه:قبر عموته،ولی من باور نكردم،بابا یه قبر كوچولو به من نشون داده،بابا آخه عموم قامتش بلند بوده،توی قبر كوچولو چه طوری جا شده؟یه صورتش اینه كه بر اثر جراحت ها،نیزها،جنایت ها این بدن درهم ریخت،آقا زین العابدین علیه السلام این بدن رو جمع كرد،یه صورت دیگه اش اینه، اینقده عباس از خجالت آب شد،حسین.
هلال محرم
ای جگر سوخته! آتش بگیر
سینۀ افروخته! آتش بگیر
ناله! چرا حبس شدی در درون؟
بغض، شو و بشکن و باز آ برون
اشک! به چشم همگان خون شوی
روح! ز جسم همه بیرون شوی
باز شده قلب افق، چاکْ چاک
کاش شود عرش خدا، نقش خاک
مهر! میفروز که روز جزاست
ماه! سیه پوش که ماه عزاست
اهل عزا! ماه عزاداری است
خون شهیدان ز افق جاری است
ماه حرام است، چرا ای هلال
خون حسین ابن علی شد حلال؟
ناله و فریاد همه بر ملاست
ملک خدا، آینۀ کربلاست
آینهای شُسته به دریای خون
مثل جمال شهدا لالهگون
آینۀ حنجرهای، چاکچاک
از دم او رفع عطش کرده خاک
آینۀ یک بدن ریز ریز
از اثر نیزه و شمشیر تیز
گریۀ دریاست، در این آینه
صورت سقّاست، در این آینه
بر روی آبی که همه آذر است
عکس لب خشک علی اصغر است
مهر فتاده است به دریای خون
یا مه لیلاست به صحرای خون؟
جانحسین است که بر روی خاک
خفته به خون با بدن چاک چاک
ای مه خون، غنچۀ پرپر ببین
زخم گلوی علی اصغر ببین
صورت مهتابی کودک ببین
تلظّی ماهی کوچک ببین
دیده به گهوارۀ خون دوخته
شمع شده، آب شده، سوخته
ماه محرّم! ز چه باز آمدی؟
با شرر و سوز و گداز آمدی
هلال تو شعلۀ تاب و تب است
عکس قد هلالیِ زینب است
فضا شده چو شام غربت سیاه
افق، بُوَد چو گودی قتلگاه
ناله، همان، نالۀ مرغ شب است
محو نماز سحر زینب است
بر لب خود، شکسته مهر سکوت
دعا کند حسین را در قنوت
ستارگان! کاسهای از خون شوید
نقش زمین، با مه گردون شوید؛
اگر در این ماه عزای حسین
اشک نریزید برای حسین
ماه عزا رسیده و دل ها پر از غم است
مشکی به تن کنید که ماه محرّم است
پیراهن سیاه عزاداری حسین
احرام نوکری تمامی عالم است
ماه محرّم آمده خیمه به پا کنید
دل های ما حسینیّه ی بزم ماتم است
هر کس برای بزم عزا کار می کند
مُزدش بُوَد به دست کسی که قدش خم است
شکر خدا که حضرت زهرا مرا خرید
لطف و عطای او به گدایش دمادم است
دریای چشممان چقدر موج می زند
یعنی بساط گریه ی ما هم فراهم است
شکر خدا که از غم ارباب بی کفن
چشمم شبیه چشمه ی جوشان زمزم است
آقا قسم به نام تو ما با شما خوشیم
بی تو برای ما همه عالم جهنّم است
گریه برای داغ تو رزق حلال ماست
این اشک ها به زخم عمیق تو مرهم است
بزم تو را به عالم و آدم نمی دهیم
هیئت برای ما به خدا عرش اعظم است
شش گوشه ی حریم تو بیت الحرام ماست
یعنی به داغ اعظم تو سینه مَحرم است
هر کس که دید گوشه ای از روضه های تو
گر خون چکد ز چشم ترش باز هم کم است
محرّم است بیا
عزای اشرف اولاد آدم است، بیا!
عزیز فاطمه! ماه محرّم است بیا
هلال ماه عزا میدهد ندا به فلک
که ماه گریه و اندوه و ماتم است بیا
پریده رنگ ز رخسار مادرت زهرا
قد رسول خدا در جنان، خم است بیا
لوای سرخ حسینی ندا دهد همه دم
که غیر تو چه کسی، صاحب دم است بیا
اگر شوند سماوات، چشمه چشمۀ اشک
به یاد قطرۀ خون خدا کم است بیا
به زخمهای تن پاره پارۀ شهدا
خدا گواست، که تیغ تو مرهم است بیا
هنوز غرقه به خون، ماه روی عباس است
هنوز نقش زمین، دست و پرچم است بیا
بیا که پر شده از ذکر «یا حسین» جهان
بیا که ولوله در خلق عالم است بیا
هر آن دلی که به یاد حسین میسوزد
در آن شرارهای از شعر «میثم» است بیا
غلامرضا سازگار
ســـلام مــن بــه مـحـرم، مـحـرم گــــل زهــرا
بـه لطـمه هـای ملائک بـه مــاتـم گــل زهـرا
سـلام مـن بـه مـحـرم بـه تشنـگی عـجـيـبـش
بـه بـوی سيـب زمـينِ غـم و حـسين غريـبش
سلام من بـه محـرم بـه غصـه و غــم مـهـدی
به چشم کاسه خون و به شال ماتم مـهـدی
سـلام من بــه مـحـرم بـه کـربـلا و جـلالــش
به لحظه های پـر ازحزن غرق درد و ملامش
سـلام مـن بـه مـحـرم بـه حـال خستـه زيـنـب
بـه بــی نـهــايــت داغ دل شـکــستــه زيـنـب
سلام من به محرم به دست و مشک اباالفضل
بـه نـا اميـدی سقـا بـه سـوز اشـک اباالفضل
سـلام مـن بـه مـحـرم بـه قــد و قـامـت اکـبـر
بـه کـام خـشک اذان گـوی زيـر نـيزه و خنجر
سلام من به محرم به دسـت و بـازوي قـاسم
به شوق شهد شهادت حنای گيسوی قـاسم
سـلام مـن بـه مـحـرم بـه گـاهـواره اصـغـر
به اشک خجلت شاه و گلـوی پـاره اصـغـر
سـلام مـن بـه مـحـرم به اضـطـراب سـکـيـنـه
بـه آن مليـکـه کـه رويش، نديده چشم مدينه
سـلام من بـه محـرم بـه عاشقی زُهيرش
به بـاز گـشـتـن حُر و عروج ختـم به خيرش
سلام من بـه محرم بـه مسـلـم و به حـبـيـبش
به رو سپيدی عون و به بوی عطر عجيـبـش
سلام من بـه محرم بـه زنگ مـحـمـل زيـنـب
بــه پـاره، پـاره تــن بــی سر مـقـابـل زيـنـب
سلام من به محـرم به شـور و حـال عيـانـش
سلام من به حسـيـن و به اشک سينه زنـانش
دوباره هر شب من رنگ کربلا شده است
شميم عاطفه در کوچه ها رها شده است
دوباره هر شب من رنگ کربلا شده است
وزيده در همه جا عطر سيب حضرت عشق
قسم به ساحت گريه قسم به ساحت عشق
دوباره شوق حرم تا خدا دلم را برد
به عرش روشن کرب و بلا دلم را برد
دوباره ماه محرم، رسيده ماه عزا
غروب غربت جانکاه سيدالشهدا
صدا صداي قديمي طبل و زنجير است
فضا فضاي صميمي ولي چه دلگير است
خروش نالهي حيّ علي العزا در راه
دوباره قافلهي روضه هاي ثارالله
برات گريه دوباره به چشممان دادند
به ما حسينيهي گريه را نشان دادند
حسينيه است؟ نه، خيمه؟ نه، کربلا اينجاست
مزار خون خدا في قلوب من والاست
محرم آمده آقا صدايمان کردي
براي عرض ارادت، جدايمان کردي
لياقتي بده تا روضه خوان تو باشم
عنايتي که فقط در امان تو باشم
بگير دست مرا وقت خسته حالي ها
پري بده به دلم در شکسته بالي ها
مرا به غربت بي انتهاي خود بردي
شبي که گوشهي صحن و سراي خود بردي
هنوز ندبهي غم در رواق تو جاري است
هنوز داغ عطش بين باغ تو جاري است
صداي مرثيهي آب آب مي آيد
صداي گريهي طفل رباب مي آيد
هنوز علقمه لب تشنهي لب سقاست
هنوز چشم حرم در مصيبتش درياست
اميد اهل حرم مي رود به قربانگاه
و يا به سوي منا مي رود ذبيح الله
شکسته قلب حرم، يا مجيب مي گويد
نگاه خسته اي أين الحبيب مي گويد
از آسمان و زمين تير و دشنه مي بارد
ز هر کرانه فقط تيغ تشنه مي بارد
صداي نالهي أمن يجيب مي آيد
صداي روضهي شيب الخضيب مي آيد
خميده خواهري انگار مي رود از حال
گمان کنم که رسيده حوالي گودال
ميان هلهلهي بي امان چه مي بيند؟
ميان نيزه و تير و سنان چه مي بيند؟
نه سيدالشهدا بر جدال طاقت داشت
نه ذوالجناح دگر تاب استقامت داشت
هوا ز باد مخالف چو قيرگون گرديد
عزيز فاطمه از اسب سرنگون گرديد
بلند مرتبه شاهي ز صدر زين افتاد
اگر غلط نکنم عرش بر زمين افتاد
فصل عزا آمد و دل غم گرفت
خیمه دل بوی محرم گرفت
زهره منظومه زهرا حسین
کشته افتاده به صحرا حسین
دست صبا زلف تو را شانه کرد
بر سر نی خنده مستانه کرد
چیست لب خشک و ترک خورده ات
چشمه ای از زخم نمک خورده ات
روشنی خلوت شبهای من
بوسه بزن بر تب لبهای من
تا زغم غربت تو تب کنم
یاد پریشانی زینب کنم
آه از آن لحظه که بر سینه ات
بوسه نشاندند لب تیرها
آه از آن لحظه که بر سینه ات
بوسه نشاندند لب تیرها
آه از آن لحظه که بر پیکرت
زخم کشیدند به شمشیرها
آه از آن لحظه که اصغر شکفت
در هدف چشم کمانگیر ها
آه از آن لحظه که سجاد شد
همنفس ناله زنجیر ها
قوم به حج رفته به حج رفته اند
بی تو در این بادیه کج رفته اند
کعبه تویی کعبه به جز سنگ نیست
آینه ای مثل تو بی رنگ نیست
آینه رهگذر صوفیان
سنگ نصیب گذر کوفیان
کوفه دم از مهر و وفا می زدند
شام تو را سنگ جفا می زدند
کوفه اگر آینه ات را شکست
شام از این واقعه طرفی نبست
کوفه اگر تیغ و تبرزین شود
شام اگر یکسره آذین شود
مرگ اگر اسب مرا زین کند
خون مرا تیغ تو تضمین کند
آتش پرهیز نبرد مرا
تیغ اجل نیز نبرد مرا
بی سر و سامان توام یا حسین
دست به دامان تو ام یا حسین
جان علی سلسله بندم مکن
گردم از خاک بلندم مکن
عاثقبت این عشق هلاکم کند
در گذر کوی تو خاکم کند
تربت تو بوی خدا می دهد
بوی حضور شهدا می دهد
مشعر حق عزم منا کرده ای
کعبه ی شش گوشه بنا کرده ای
تیر تنت را به مصاف آمدست
تیغ سرت را به طواف آمدست
چیست شفابخش دل ریش ما
مرحم زخم و غم و تشویش ما
چیست به جز یاد گل روی تو
سجده به محراب دو ابروی تو
بر سر نی زلف رها کرده ای
با جگر شیعه چه ها کرده ای
باز که هنگامه برانگیختی
بر جگر شیعه نمک ریختی
کو کفنی تا که بپوشم تنت
تاگیرم دامنه ی دامنت
شعر آغاز ماه محرم
یا صاحب الزمان
صدات، بُرد دلم را به آسمان مهدی
خوش است از تو شنیدن دعا بخوان مهدی
فدای حنجرۀ خستهات شوم مولا
بخوان که با تو بخوانند، حاجیان مهدی
کدام خیمه، به دور تو، حاجیان جمعاند؟
کجا، دو دست گشودی بر آسمان مهدی
خوشا به حال دل اهل خیمهای که تو را
چو جان خویش گرفتند، در میان مهدی
رسد ز حنجرۀ سنگهای مکه به عرش
صدای نالۀ «یا صاحبالزمان» مهدی
بیا که اشک بریزیم با تو در عرفات
به یاد جدّ غریبت، ز دیدگان مهدی
تو ساکن عرفاتی و جدّ مظلومت
ز مکه سوی بیابان بوَد روان مهدی
نگاه ما همه مانده، به اشک دیدۀ تو
نگاه توست به دنبال کاروان مهدی
هنوز، پرچم سرخ حسین میخواند
سرود «سیدی الغوث الامان» مهدی
هنوز نغمۀ قرآن رسد ز نیزه به گوش
هنوز زخم حسین است، خونْفشان مهدی
ز لطف و رحمت و آقایی تو کم نشود
دهی به «میثم»اگر روی خود نشان مهدی
غلام رضا سازگار
(بازم محرم، باز روضه ی چشماتون
باز مرثیه ی بارون،باز گریه ی زهرا
بازم محرم،بی چارگی زینب
اوارگی زینب،سرگشته صحرا)(2)
محرم،شور و حاله محرم،اه وناله
محرم،فصل الاله محرم،گل غمینه
محرم،سوز سینه محرم،بزم هر ساله
(به اذن زینب ،دیوونه م،دیوونه م
برا داداشش-می خونم،می خونم
از کرم حیدر-مجنونم،مجنونم)(2)
حسین اقام-ثارالله(4)
بازم محرم،خورشیده که تب داره
ابری که نمی باره،شرمنده شده اب
بازم محرم،خون دل یک مادر
اصغر می زنه پرپر،وای از دل ارباب
محرم،دل می گیره محرم-گل می میره
محرم-اسمون تیره محرم-ماه عشقه
محرم-راه عشقه محرم-نقش تقدیره
دوباره وقت شیدای،شیدای
دل اشنای تنهای،تنهای
گذشته کار از رسوای،رسوای
به اذن زینب، دیوونه م دیوونه م
برا داداشش -می خونم،می خونم
از کرم حیدر مجنونم،مجنونم(2)
حسین اقام-ثارالله(4)
بازم محرم،می ریزه گل الماس
از چشم تر عباس،غصه ش بی شماره
بازم محرم،رقص علم،ساقی
دست قلم ساقی،مشکش شده پاره
اباالفضل-ماه محفل اباالفضل رهزن دل
اباالفضل-یاابوفاضل اباالفضل-دلبر شاه
اباالفضل- غیرت الله اباالفضل-یا ابوفاضل
(علم تو دستاش زیبا بود؛زیبا بود
دل رئوفش دریا بود،دریا بود
عزیز قلب زهرا بود،زهرا بود)(2)
به اذن زینب ،دیوونه م، دیوونه م
برا داداشش-می خونم،می خونم
از کرم حیدر- مجنونم،مجنونم
حسین اقام-ثارالله(4)
بازم محرم،با قصه ویرونه
با اشکی که با رونه،با دختری تنها
بازم محرم،کی میخونه لالایی
جز دختری بابایی،واسه سر بابا
رقیه،موسپیده رقیه،قد خمیده
رقیه،بس که غم دیده رقیه،چشم کم سو
رقیه،گوشواره ت کو رقیه،از کی رنجیده
(رخ سیپیدش نیلی شد،نیلی شد
نشون ضرب سیلی شد،سیلی شد
سه ساله اسمش بی بی شد،بی بی شد)(2)
بازم محرم،مهدی می زنه سینه
درد دل من اینه،اشکای سکینه
بازم محرم،مهدی می زنه فریاد
عباس رو زمین افتاد،چشماش نمی بینه
محرم-اون که مرده انشآءالله-بر می گرده
محرم-دیوونه کرده محرم-اون اقاست
محرم-خیلی تنهاست می خونه-روضه عباس
هنوز به یادت می نالم،می نالم
من به گداییت می بالم،می بالم
تویی کنارم خوشحالم،خوشحالم
به اذن زینب،دیوونه م،دیوونه م
بزا داداشش-می خونم،می خونم
از کرم حیدر-مجنونم،مجنونم
حسین اقام- ثارالله(4)
مداح اهل بیت هادی صالح زاده ...
ما را در سایت مداح اهل بیت هادی صالح زاده دنبال میکنید
برچسب: نوحه ماه محرم,نوحه ماه محرم جدید,نوحه ماه محرم ترکی,نوحه ماه محرم دانلود,نوحه ماه محرم متن,نوحه ماه محرم اپارات,نوحه ماه محرم آهنگران,نوحه ماه محرم 93,نوحه ماه محرم 92,نوحه ماه محرم بوشهری, نویسنده: بازدید: 69 تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 3:43