چرا عبدالمطلب نذر کرد یکی از پسران خود را در پیشگاه خدا قربانی کند

خرید بک لینک


ایا نذری که عبدالمطلب پدر بزرگ پیامبر اسلام (ص) کردند (نذر کردن اگر خدا 10 تا فرزند پسر به او بدهند یکی از آنها را قربانی کند) درست بود
ایا اصلا این موضوع واقعیت دارد؟
ایا این نوع نذر درست است؟
ایا در این زمان می شود این کار را کرد؟

فلسفه و عمق این قضیه را برای من توضیح دهید

ایا این گونه نذر ها درست است ؟
کلا من که قاطی کردم با شنیدن این نذر اونم از طرف چنین شخصی !!! .

پاسخ:
#### پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
در تاریخ آمده که «عبد المطلب» موقع حفر زمزم احساس كرد كه بر اثر نداشتن فرزند بيش تر، در ميان قريش ضعيف و ناتوان است. از اين رو، نذر كرد كه هر موقع شماره فرزندان او به ده رسيد، يكى را در پيشگاه «كعبه» قربانى كند و كسى را از اين پيمان مطلع نساخت.
چيزى نگذشت كه شماره فرزندان او به ده رسيد. موقع آن شد كه پيمان خود را اجرا كند. تصوّر قضيّه، براى «عبد المطلب» بسيار سخت بود؛ ولى در عين حال، از آن ترس داشت كه موفقيتى در اين باره تحصيل نكند و سرانجام در رديف پيمان شكنان قرار گيرد. از اين لحاظ، تصميم گرفت كه موضوع را با فرزندان خود در ميان گذاشته و پس از جلب رضايت آنان، يكى را با قرعه انتخاب كند. عبدالمطلب با موافقت فرزندان خود روبه رو گرديد. (1)
مراسم قرعه كشى به عمل آمد و قرعه به نام «عبد اللّه» (پدر پيامبر اكرم) افتاد.
«عبد المطلب» بلافاصله دست عبد اللّه را گرفته، به سوى قربان گاه برد. گروه قريش از زن و مرد، از جريان نذر و قرعه كشى اطلاع يافتند. سيل اشك از رخسار جوانان سرازير بود. يكى مى گفت: اى كاش، به جاى اين جوان مرا ذبح مى كردند!
سران قريش مى گفتند: اگر بتوان او را به مال فدا داد، ما حاضريم ثروت خود را در اختيار وى بگذاريم. عبد المطلب، در برابر امواج خروشان احساسات عمومى متحير بود که چه كند. با خود مى انديشيد كه مبادا پيمان خود را بشكند؛ ولى با اين همه دنبال چاره نيز مى گشت. يكى از آن ميان گفت: اين مشكل را پيش يكى از دانايان عرب ببريد. شايد وى براى اين كار، راه حلّى بينديشد.
عبدالمطلب و سران قوم موافقت كردند و به سوى «يثرب» كه اقامتگاه آن مرد دانا بود، روانه شدند. وى براى پاسخ يك روز مهلت خواست. روز دوم كه همگى به حضور او بار يافتند. كاهن چنين گفت: خون بهاى يك انسان، پيش شما چقدر است؟ گفتند ده شتر. گفت: شما بايد ميان ده شتر و آن كسى كه او را براى قربانى كردن انتخاب كرده ايد، قرعه بزنيد و اگر قرعه به نام آن شخص درآمد، شماره شتران را به دو برابر افزايش دهيد. باز ميان آن دو قرعه بكشيد و اگر باز هم قرعه به نام وى اصابت كرد، شماره شتران را به سه برابر برسانيد و باز قرعه بزنيد. به همين ترتيب تا وقتى كه قرعه به نام شتران اصابت كند.
پيشنهاد «كاهن» موج احساسات مردم را فرو نشاند؛ زيرا قربانى كردن صدها شتر براى آنان آسان تر بود كه جوانى مانند «عبد اللّه» را در خاك و خون غلطان ببينند. پس از بازگشت به مكّه، يك روز در مجمع عمومى مراسم قرعه كشى آغاز گرديد و در دهمين بار كه شماره شتران به صد رسيده بود، قرعه به نام آن ها در آمد. نجات و رهايى عبد اللّه، شور عجيبى برپا كرد؛ ولى عبد المطلب گفت: بايد قرعه را تجديد كنم تا يقينا بدانم كه خداى من به اين كار راضى است. سه بار قرعه را تكرار كرد و در هر سه بار، قرعه به نام صد شتر در آمد. به اين ترتيب، اطمينان پيدا كرد كه خدا راضى است.
دستور داد كه صد شتر از شتران شخصى خود را در همان روز در پيشگاه كعبه ذبح كنند و هيچ انسانى و حيوانى را از خوردن آن جلوگيرى نكنند. (1)
عبدالمطلب در مرحله ای از ایمان قرار داشت که ايمان وي ابرهه، صاحب فيل را مرعوب خود مي سازد و به آن جا مي رسد که سنت هایي را مانند: قطع دست دزد، حرمت خمر و زنا، حرمت طواف عريان، و وجوب وفای به نذر را بنا مي نهد و مردم را به مکارم اخلاق ترغيب نموده، از اشتغال به امور پست دنيایي باز مي دارد. بالاخره به مقامي مي رسد که مستجاب الدعوه شده، بت ها را يکسره رها مي کند.
به خصوص پس از ولادت نوه عزيز و مورد علاقه اش، حضرت محمد(ص)، بدان حد از ايمان مي رسد که بسياري از نشانه هاي نبوت آن حضرت را به چشم ديده و بسياري از کرامات و نشانه هاي قطعي نبوت آن حضرت را مشاهده مي کند.
به هر حال، انجام نذر مورد پرسش، با ایمان و اعتقاد وی به خدا و اطاعت فرمان الهی منافات ندارد. گذشته از این، تمام رسم های زمان جاهلیت مذموم نمی باشد. وفای به عهد، مهمان نوازی، ترک جنگ در ماه های حرام و احترام به خانه خدا، از جمله رسم های آنان است که کارهای خوبی به حساب می آیند.
همچنین چه مانعي دارد که گفته شود: اعتقاد اوليه وي آن بود که چنين تصرفي در باره فرزند خود و چنين نذري، اشکال ندارد؛ چون در شرايع گذشته، حرمت و جايز نبودن چنين نذري هم ثابت نشده بود؛ چنان که در قرآن کريم آمده که مادر عمران در مورد فرزندي که در شکم دارد، نذر مي کند که او را به خدمت خانه خدا بسپارد تا خدمتکاري خانه خدا را انجام دهد، يا آن که خداي تعالي پيامبر خود ابراهيم - عليه السلام - را به ذبح فرزندش اسماعيل دستور داده و امر مي فرمايد. (2)
آقاي سبحاني نيز در کتاب فروغ ابديت بدون دغدغه و خدشه و به صورت يک داستان مسلم و قطعي، داستان مزبور را نقل کرده و در پاورقي آن را نشانه عظمت و قاطعيت جناب عبدالمطلب دانسته و می گويد:
«اين داستان فقط از اين جهت قابل تقدير است که بزرگي روح و رسوخ عزم و اراده عبدالمطلب را مجسم مي سازد، و درست مي رساند که تا چه اندازه اين مرد پايبند به عقايد و پيمان خودبوده است». (3)
البته برخی محققان چون آقاي علی اکبر غفاري، حديث مزبور را سخت مخدوش دانسته و از نظر سند، ضعيف و بي اعتبار خوانده اند و اين داستان را ساخته و پرداخته دست داستان سرايان و محدثان عامه دانسته اند. (4 )
بنابراین، اظهار نظر قطعی در باره این جریان، مشکل است؛ ولی اگر کسی معتقد به صحت این نقل باشد، اشکالی ایجاد نمی کند.

پي نوشت ها:
1. جعفر سبحاني، فروغ ابديت، ج 1، ص 122 - 123، ناشر: مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامی، 1370ش.
2. علامه جعفر مرتضی، الصحيح من السيرة، ج 1، ص 90 -93، ترجمه حسین تاج آبادی، قم، انتشارات دفتر تبلیغات، 1371ش.
3. فروغ ابديت، همان، ج 1، ص 123.
4. شیخ صدوق، من لا يحضره الفقيه، ج 3، ص 89، چاپ مکتبه صدوق.
برای آگاهی بیش تر به کتاب «درس هایی از تاریخ تحلیلی اسلام، ج 1، سید هاشم رسولی محلاتی» مراجعه نمایید.

پاسخ اجمالی

بر اساس نقل منابع تاریخی، در ادیان و امت های گذشته، قربانی به گونه های مختلفی انجام می گرفته است که یکی از آنها، قربانى کردن انسان بوده است؛ تا این که دین اسلام قربانى محدود به حیوان حلال گوشت را پذیرفت.

انجام دستوراتی که مطابق فطرت و عقل سلیم انسانی باشد، نشانۀ ایمان واقعی خواهد بود؛ لذا عمل به دستورات الاهی، پیروی از یک سلیقۀ شخصی نیست تا مورد نکوهش قرار گیرد؛ مانند این که خدای تعالی پیامبر خود ابراهیم(ع) را به ذبح فرزندش اسماعیل دستور داد؛ امّا اگر دانش و بینش انسانی به قدرى ناچیز و رفتارش به قدرى سفیهانه باشد که فرزندان خود را براى بُت و یا براى جلوگیرى از تنگدستى و یا به جهت فرق گذاشتن میان پسر و دختر، به قتل برسانند، -همان طور که برخی از مشرکین دختران خود را زنده به گور می کردند- نمی توان نام قربانی را که مقدّس بوده، بر آن نهاد.

بنابراین، هر چند نذر قربانی کردن عبدالله توسط عبدالمطلب، در ظاهر مخالف فطرت و عقل بشری قلمداد می شود؛ امّا احتمالاً، چون اصل این کار، در آن زمان مخالف دستورات الاهی نبوده و یا الهامی از ساحت مقدّس خداوندی بود، ناپسند و مورد نکوهش واقع نمی شود؛ و گرنه پیامبر اکرم(ص) با عبارت «أَنَا ابْنُ الذَّبِیحَیْن » (اسماعیل و عبدالله) به آن افتخار نمی کرد.

مداح اهل بیت هادی صالح زاده ...

ما را در سایت مداح اهل بیت هادی صالح زاده دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 22 تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 20:25

صفحه بندی