از زبان فرات:
من ِ بی مهر شدم مهریه مادر تو
لیک شرمنده زروی تو و آب آور تو
مُهر ننگیست به پیشانی من تا به ابد
که نبوسید لبم لعل علی اصغر تو
بسته شد راه به رویم که بیایم سویت
سوخت جانم به دل سوخته ی دختر تو
زان که چون ساقی تو دست نباشد به تنم
موج برسر زنم از داغ علی اکبر تو
دل زینب چو دل من متلاطم اما
من کجا موج کجا چشم ترخواهر تو
تو کریمی و رئوفی به من این جرم ببخش
داغ یک بوسه به دل باشد ام از حنجر تو
...
امشب پسرها پاسدار خیمه گاهند
امشب تمام دختران در سوز و آهند
کار عطش در خیمه ها بالا گرفته
هر تشنه ای در گوشه ای احیا گرفته
امشب تمام قلبها را غم گرفته
چون دختر شیر خدا ماتم گرفته
امشب سزد گر جان عالم برلب آید
چون یک جهان ماتم سراغ زینب آید
یک سو دو چشم خواهری بر شش بردار
یک سو دو چشم شش بردار محو خواهر
افسوس جز غم حرفشان با هم نباشد
حرفی به لبها جز فراق و غم نباشد
حرف از سنان و از خدنگ و تیر آنجاست
حرف از گلوی پاره و شمشیر آنجاست
حرف از تن بی دست و چشم تیر خورده
حرف از تن صد پاره ی شمشیر خورده
حرف از گلوی تشنه و صد پاره آنجاست
حرف از به غارت رفتن گهواره آنجاست
حرف از سر بریده ی کوی ثنان است
حرف از غل و و زنجیر و پای کودکان است
ای بیکرانه،من عاشقانه
هرروز وهرشب،دارم ترانه
خدا غم تو رو ازم نگیره
محرم تو رو ازم نگیره
سینه زدن پا پرچم تو رو ازم نگیره
شور و شعورم
غرق حضورم
با روضه هایت، از فتنه دورم
خدا شب تو رو ازم نگیره
داغ لب تو رو ازم نگیره
خداتب تو رو ازم نگیره
توجهات زینب تو رو ازم نگیره
خدا غم تو رو ازم نگیره
محرم تو رو ازم نگیره
سینه زدن پا پرچم تو رو ازم نگیره
تو قاف قرآن
من جسم بی جان
من شوره زارم
تو ابر و باران
خدا تولی رو ازم نگیره
عشق دل آرا تو ازم نگیره
سینه زدن با سینه زنها تو ازم نگیره
خدا غم تو رو ازم نگیره
محرم تو رو ازم نگیره
سینه زدن پا پرچم تو ازم نگیره
***
رخسار تو را مهرجان تاب ندارد
با تو شب ما حاجت مهتاب ندارد
بیدار دلانیم که درحسرت رویت
شب تا به سحر دیده ی ما خواب ندارد
سرحد جنون اول فرزانگی ماست
کس در قدح این گونه می ناب ندارد
هرگز نهراسیم زتهدید رقیبان
دلداده ی توخوف ز ارعاب ندارد
درمانده تر از خیل گدایان جهان است
شاهی که توسل به تو ارباب ندارد
گلزار جهان با همه ی حسن و لطافت
بی لطف تو یک غنچه ی شاداب ندارد
آداب خرابات ندانیم کدام است
درمذهب ما سوختن آداب ندارد
آسمان امشب از چه گریان است چونکه امشب شام غریبان است
آسمان امشب از چه گریان است چونکه امشب شام غریبان است
پر ز نور امشب خانة خولی است در تنور امشب رأس مهمان است
بر حسین امشب آسمان گرید هم زمین امشب هم زمان گرید
جبرئیل اندر لامکان گرید چونکه امشب شام غریبان است
آسمان امشب از چه گرید
چونکه امشب شام غریبان است
کربلا امشب بیت الاحزان است بی کفن نعش نوجوان است
زینب از این غم زار و گریان است چونکه امشب شام غریبان است
آسمان امشب از چه گرید
چونکه امشب شام غریبان است
جسم شه امشب در بیابان است زیر تیغ و نی چاک و عریان است
پایمال از سم ستوران است چونکه امشب شام غریبان است
آسمان امشب از چه گرید
چونکه امشب شام غریبان است
اهل بیت امشب زار و گریانند بر سر اجساد شهیدانند
کودکان از غم زار و نالانند چونکه امشب شام غریبان است
آسمان امشب از چه گرید
چونکه امشب شام غریبان است
فاطمه امشب کربلا آید با همه حوران نینوا آید
دل پریشان با صد نوا آید چونکه امشب شام غریبان است
آسمان امشب از چه گرید
چونکه امشب شام غریبان است
با نوا گوید ای حسین من ای حسین نور دو. عین من
تا ببینند حزن حزین من چونکه امشب شام غریبان است
آسمان امشب از چه گرید
چونکه امشب شام غریبان است
یا علی بازاز سوی طفلانت سوی طفلان زار و عطشانت
بین دمی حال ای یتیمانت چونکه امشب شام غریبان است
آسمان امشب از چه گرید
چونکه امشب شام غریبان است
یا رسول الله کربلا بنگر یکدمی سوی نینوا بنگر
خود نه تنها با انبیا بنگر چونکه امشب شام غریبان است
آسمان امشب از چه گرید
چونکه امشب شام غریبان است
بین حسینت را اندر این هامون با تنی صد چاک خفته اندر خون
زینب از داغش گشته چون مجنون چونکه امشب شام غریبان است
آسمان امشب از چه گرید
چونکه امشب شام غریبان است
یارسول الله این حسین تست این همان نور دو عین تست
حالیا وقت شور و شین تست چونکه امشب شام غریبان است
آسمان امشب از چه گرید
چونکه امشب شام غریبان است
هست محزون در نوا امشب نوحه گر بهر شهدا امشب
لطمه بر صورت در عزا امشب چونکه امشب شام غریبان است
آسمان امشب از چه گرید
چونکه امشب شام غریبان است
ای شهید کربلا ای شهید کربلا
ای برادرمی برندم جانب شام بلا چون کنم با جسم عریانت من غم مبتلا
ای شهید کربلا ای شهید کربلا ای شهید کربلا
ما اسیران جگر خونیم و در این قافله عابدین بر سلسله
آل پیغمبر چه سازد با عزا و هلهله ای شهید کربلا 2
زینبم زینب که در این کاروان اشک و آه بی پناهم بی پناه
توشه ای نیست از برایم جز غم ورنج وبلا ای شهید کربلا 2
خواهر زار توام کین گونه گشتم بی قرار بر تودارم افتخار
زینبم زینب که بعد تو شدم غم مبتلا ای شهید کربلا 2
تا سرت باشد همایون سایه ام سرور سرمایه ام
تو هوادار منی در هر گذر در هر کجا ای شهید کربلا 2
ای سر پر خون ندارم طاقت دیدارتو بلکه از گفتار تو
زآتش دل سر به محمل می زنم زین ماجرا ای شهید کربلا 2
ای سر پر خون چو لب بگشائی از بهر سخن می بری آرام من
صوت قرآنت میان خلق می پیچد صدا ای شهید کربلا 2
ام حَسِبـتَ ان اصحاب الکهف والرقیم می کند دل را ، دل را دو نیم
می کنی بر نی بیان حالت خود با این نوا ای شهید کربلا 2
من سخنگوی توام از کربلا در این سفر هر کجا افتد گذر
می دهم داد سخن را چون علی مرتضی ای شهید کربلا 2
زینبم با خطبه های آتشین گفته های دلنشین
می کنم ویران بنای ظلم و ذلت بر ملا ای شهید کربلا 2
زینبم اما قد مردانه را سازم علم با دلی لبریز غم
می کنم زیر و زبر کاخ یزید بی حیا ای شهید کربلا 2
زینبم زینب ندارد هیچ پروا از یزید نی مرا خوف و امید
قهرمان کربلایم در مقام ابتلا ای شهید کربلا 2
شعله دارد آرزو تا عارف کویت شود جزء اردویت شود
ای برادر کن قبول آستانت شعله را
ای شهید کربلا 2
بین نامحرم ببین تو زینبت تنها شده
همدمم از بعد یارم رأس بر نی ها شده
دیده خواهر ساربان را بر سر نعش حسین
خنده مستانه کرده این لعین عالمین
گفته زینب ساربانا این چه شور و حالی است
جای انگشتی چرا در دست یارم خالی است
صلی علیکم علی کم سماء
جسمٌ سریعٌ بالعرا مقطع الاعضا
غریب حسین غریب حسین
روی قلبم می نویسم
وقف مولانا حسین
جون بدم با ذکر عباس
توی بین الحرمین
کربلای پاک ارباب
بهتر از عرش خداست
من چه گویم فاطمه ام
زائر کرب و بلاست
مداح اهل بیت هادی صالح زاده ...